
رقصیدن در هنگام نبرد
۱۴۰۴-۰۳-۱۴
از نقاب « خود» خنجر خورده
۱۴۰۴-۰۵-۰۱عصر تاریک جهانی در راه است
سقوط ما چقدر سخت خواهد بود؛ به خودمان بستگی دارد
نویسنده: جی.اچ. سایمون
مترجم و تنظیمکننده: محمدفلاح
به تاریخ : ۳ نوامبر ۲۰۲۴ ( ۱۳ آبان ۱۴۰۳)
همانگونه که روزی تمام جادهها به رم ختم میشدند1اشاره به ضربالمثل تاریخی «همه راهها به رم میرسند» که نماد مرکزیت قدرت در امپراتوری روم است.، امروز تمام مسیرهای اقتصادی، فرهنگی و نظامی به ایالات متحده آمریکا منتهی میشوند.
پس از جنگهای جهانی اول و دوم (۱۹۱۴-۱۹۱۸ و ۱۹۳۹-۱۹۴۵ میلادی)، زمانی که امپراتوریهای حریص اروپا برای برتری جنگیدند و تخریب متقابل یکدیگر را تضمین کردند، آمریکا با خوشحالی جای آنها را گرفت و در این فرآیند، آنها را مطیع خود ساخت. نیم قرن بعد، جنگ سرد با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به پایان رسید و آمریکا به عنوان تنها امپراتوری سیاره زمین ایستاد.
آمریکا با این قدرت بیسابقه چه کرد؟ جاده هژمونی جهانی به رویش گشوده بود. جهان به معنای واقعی کلمه، صدفی بود که گوهرش در اختیار آمریکا قرار داشت.2 «دنیا صدف او بود»: اصطلاحی انگلیسی به معنای تسلط کامل بر همه فرصتها.
سرنوشت محتوم3 «سرنوشت محتوم» (Manifest Destiny): اصطلاحی تاریخی اشاره به باور آمریکا به حق الهی برای گسترش قلمرو و نفوذ خود. در قرن بیستویکم
قدرت آمریکا فراتر از توان نظامی بینظیرش گسترده شده است. ارز ذخیره جهانی، دلار ایالات متحده است — هرکس که خطا کند، از این سیستم طرد خواهد شد و تحریمهایی با پیامدهای ویرانگر اقتصادی را متحمل میشود. فرهنگ و نوآوری آمریکایی، خواه ناخواه، همه ما را مجذوب و دگرگون کرده است. حتی کسانی که ادعای نفرت از آمریکا دارند، تیشرتهای نایکی میپوشند، ستارههای ورزشی و سلبریتیهای آمریکایی را میپرستند، و برای تماشای فیلمهای آمریکایی هجوم میآورند.
از سالهای طلایی هالیوود تا دهههای حیرتآوری که رقابت فضایی و عصر رایانه را به ارمغان آورد، بقیه جهان به سختی میتوانست همگام شود. اتحاد جماهیر شوروی عملاً در این راه جان باخت. استثناگرایی آمریکایی4 «استثناگرایی آمریکایی» (American exceptionalism): باور به منحصربهفرد بودن نقش آمریکا به عنوان رهبر جهانی. پرچم خود را بر ماه کاشت، فراتر از همه ما، و در حالی که اقتصاد جهان را به شکلی بیسابقه رهبری میکرد، بارها الگوی جهانی شد.
البته نقاط ضعف و لحظات اضطرابآوری هم وجود داشت. در نهایت، حتی امپراتوری روم نیز با حمله تحقیرآمیز هانیبال5 هانیبال: فرمانده نظامی کارتاژ که در جنگ دوم پونی به رم حمله کرد. و پیروزی نزدیک او، و همچنین خیانت آرمینیوس6 آرمینیوس: رهبر ژرمنها که سه لژیون روم را در نبرد جنگل توتوبورگ نابود کرد. در نبرد جنگل توتوبورگ روبرو شد که توهم شکستناپذیری روم را در هم شکست.
در مورد آمریکا، این اتحاد جماهیر شوروی بود که اولین بار سد فضا را شکست. جنگ ویتنام و جنبشهای حقوق مدنی آشفتگیهای داخلی ایجاد کردند. ژاپن که در دهه ۸۰ میلادی با سرعتی بالا به پیشرفتهای فناورانه و خلاقانه دست یافته بود، تا مرز پیشی گرفتن از اقتصاد آمریکا پیش رفت و شگفتیهای فرهنگی مانند نینتندو7 نینتندو: شرکت ژاپنی پیشرو در صنعت بازیهای ویدیویی. و انیمه8 انیمه: سبک انیمیشن ژاپنی که محبوبیت جهانی یافته است. را به جهان عرضه کرد. اما پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، پایان اعتراضات گسترده، و به پایان رسیدن معجزه اقتصادی ژاپن، دیگر محدودیتی وجود نداشت. بدون وجود یک رقیب عظیم برای مقابله، آمریکا پدال گاز را تا انتها فشرد و با تکیه بر بزرگترین نیروی کار جهان، یعنی چین، به اوج قدرت رسید.
دهههای ۹۰ و ۲۰۰۰ میلادی اوج امپراتوری آمریکا را به نمایش گذاشتند، همانند عصر طلایی روم در دوره موسوم به «پنج امپراتور خوب 9 پنج امپراتور خوب: دورهای از ثبات و رفاه در امپراتوری روم بین سالهای ۹۶ تا ۱۸۰ میلادی». گسترش ناتو و اتحادیه اروپا به سمت شرق و درون اوراسیا بدون وقفه ادامه یافت، با پیوستن پیاپی کشورها به این اتحادیهها – حرکتی که یادآور پیشروی آمریکا به سمت غرب، از سیزده مستعمره اولیه تا الحاق پنجاهمین ایالت خود، هاوایی، بود.
اکنون در سال ۲۰۲۴، «سرنوشت محتوم» آمریکا هنوز به پایان نرسیده است. از یک سو، اقتصاد آمریکا «مرزهای» جدیدی در فضای آنلاین ایجاد کرده و با سواری بر موج صنعت فناوری که همهجا را فتح کرده است، پیش میرود. با نزدیک شدن آمازون، اپل، مایکروسافت، متا و گوگل به سلطه دیجیتال جهانی، ایالات متحده تسلط خود بر کره زمین را محکمتر کرده است – درست همانگونه که روم بر قلمروهای اروپا، شمال آفریقا و خاورمیانه حکم میراند. هنگامی که هژمونی آمریکا به قلب اوراسیا برسد، بخش جغرافیایی «سرنوشت محتوم» آن تکمیل خواهد شد. مرز بعدی، فضای بیرون از زمین است.
با این حال، دو رویداد بار دیگر چرخهای این امپراتوری را لرزاندهاند. اولین مورد در سال ۲۰۲۲ رخ داد، با حمله طولانیانتظار روسیه به اوکراین؛ یک جنگ هشتساله بین پوتین و غرب بر سر روح اوکراین به نقطه اوج خود رسید، جنگی که به نظر میرسد روسیه قطعاً در آن پیروز خواهد شد. رویداد دوم بهصورتی غیرمنتظره و ناگهانی رخ داد: هنگامی که در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ ( ۱۵ مهر ۱۴۰۲) گروه مقاومت حماس از حصار نوار غزه گذر کرد؛ صهیونیستها با انجام جنایتی که زندهپخش میشد، بزرگترین فاجعه انسانی از سال ۱۹۴۵ تاکنون را در قالب یک نسلکشی10 نسلکشی (Genocide): طبق تعریف کنوانسیون ۱۹۴۸، اقدام به نابودی تمام یا بخشی از یک گروه ملی، قومی، نژادی یا مذهبی علیه مردم فلسطین رقم زدند.
اژدهای سه سر
جهان امروز بدون آمریکا چگونه به نظر میرسید؟
صلح آمریکایی11 صلح آمریکایی (Pax Americana): دوره ثبات نسبی تحت هژمونی آمریکا پس از جنگ جهانی دوم ما را از بسیاری از خلأهای قدرت نجات داده است. آن شهر بر فراز تپه12 شهر بر فراز تپه (City upon a hill): استعارهای از سخنرانی تاریخی جان اف. کندی درباره الهامبخشی آمریکا]، با وجود آنکه از انحطاط و خودبزرگبینیِ غیرمنطقی رنج میبرد، بر همه ما میتابد. جهان به این «نور» وابسته شده است. اما هر نوری سایهای دارد. به جای درگیریهای خودجوش میان دولتمردان در رقابت برای برتری، جنگ تقریباً به ابزار انحصاری آمریکا برای ترسیم امپراتوریاش تبدیل شده است.
مسیر پیشگامانه آمریکا به سوی سلطه جهانی، میراثی تاریک از خود برجای گذاشته است:
* نسلکشی سرخپوستان آمریکا
* جنگ فیلیپین با صدها هزار کشته بر اثر قحطی
* بمباران گسترده کل شبه جزیره کره
* بیشمار کودتا و مداخله نظامی در سراسر جهان
* جنگ ویتنام که رنجی هولناک برای جنوب شرق آسیا به ارمغان آورد
* افغانستان. عراق. سوریه. لیبی
* و اکنون، غزه و لبنان، که در آن صهیونیستها نقش سگ نگهبان13 سگ نگهبان (Attack dog): اصطلاحی برای توصیف بازیگرانی که از طرف قدرت بزرگتر عمل میکنند آمریکا را ایفا میکنند.
در همین حال، به نظر میرسید چین کمونیسم را رها کرده و به بازاری مطیع برای سرمایهداری آمریکایی تبدیل شده است. اما در دهه اخیر آشکار شده که چینیها مسیر خود را به سوی قدرت جهانی ترسیم میکنند. روسیه که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ضعیف و منزوی به نظر میرسید، با تلاش فراوان استقلال خود را بازپس گرفته و به عنوان نیرویی منطقهای مستقل از هژمونی آمریکا ظاهر شده است. ایران نیز تنها کشور چالشگری است که در برابر طرحهای آمریکا برای غرب آسیا ایستاده است. با اتصال اقتصادهایشان به چین، هر دو کشور ایران و روسیه موفق شدهاند تحریمهای آمریکا را بیاثر کنند. این سه قدرت با همدیگر موازنهای در برابر هژمونی آمریکا ایجاد کردهاند و به نوعی جنگ سرد14 جنگ سرد 2.0 (Cold War 2.0): اصطلاحی اشاره به تنشهای جدید بین بلوک غرب به رهبری آمریکا و بلوک شرق به رهبری چین و روسیه 2.0 را رقم زدهاند.
در حالی که اتحاد جماهیر شوروی نتوانست از نظر فناوری با آمریکا همگام شود، چین در بسیاری از زمینهها نه تنها فناوری آمریکا را به تصاحب درآورده15 به تصاحب درآوردن فناوری (Appropriated technology): اشاره به روشهای چین برای کسب فناوری از طریق انتقال اجباری، جاسوسی صنعتی و مهندسی معکوس، بلکه حتی از آن پیشی گرفته است. روسیه نیز برخلاف دوران گورباچف، مصمم به مبارزه به نظر میرسد. ایران هم همینطور. با گرمتر شدن جنگ سرد 2.0، آمریکا با اژدهای سهسری روبرو شده است – و به تناسب آن واکنش نشان میدهد.
بررسی صفحه شطرنج
به نظر میرسد سرنوشت محتوم آمریکا به دیواری برخورد کرده است. با این حال، این مانع از تلاش بیوقفه آمریکا برای پیشروی نشده است. اوکراین که سالها برای پیوستن به چتر غربی مورد تمجید قرار میگرفت، اکنون تحت فشار متضاد طرحهای آمریکا و روسیه برای سرنوشتش در حال فروپاشی است. با فراهم آمدن پوشش تبلیغاتی نادر پس از حادثه ۷ اکتبر برای « حذف تروریستها»، آمریکا از طریق نماینده صهیونیست خود به پیشروی در غرب آسیا ادامه میدهد. مصر، اردن، عربستان سعودی و امارات به دایره نفوذ آمریکا پیوستهاند. تنها نابودی نیروهای مقاومت باقیمانده در فلسطین، لبنان و یمن باقی مانده است. با قطع «شاخکهای» ایران، آمریکا یک گام به خلاصی همیشگی از این خارِ پهلو نزدیکتر میشود.
در جبهه اقیانوس آرام، از ژاپن، کره جنوبی و استرالیا خواسته شده تا برای جنگی علیه چین آماده شوند، با ایجاد رشتهای از پایگاههای نظامی جدید و ناوگانی از زیردریاییهای هستهای برنامهریزی شده برای پشتیبانی از آنها. اگر چین بخواهد از زنجیره اول جزایر16 زنجیره اول جزایر (First Island Chain): استراتژی نظامی آمریکا برای محاصره دریایی چین از طریق جزایر متحدانش در شرق آسیا خارج شود و قدرت سخت17 قدرت سخت (Hard Power): استفاده از ابزارهای نظامی و اقتصادی برای اعمال نفوذ خود را فراتر از دریای جنوبی چین گسترش دهد، ناگزیر باید بجنگد.
نکته کلیدی که در این بحرانهای جهانی به چشم میآید، استفاده سنگین آمریکا از متحدانش برای جنگیدن در خط مقدم به جای خودش است. اوکراینیها، صهیونیستها و به زودی کشورهای حوزه اقیانوس آرام، سربازان خود را به میدان میفرستند تا این حمله انبری18 حمله انبری (Pincer movement): تاکتیک نظامی که در آن نیروها از دو جهت به دشمن حمله میکنند. جهانی را پیش ببرند – استراتژیای که هدفش خفه کردن قدرتهای مسلط در «جزیره جهانی» (اوراسیا)19 جزیره جهانی (World Island): اصطلاح ژئوپلیتیک referring به اوراسیا به عنوان مرکز ثقل قدرت جهانی در جایگاه فعلیشان است. و با این کار، تلاش آمریکا برای تکمیل «سرنوشت محتوم» خود بر کل کره زمین به نتیجه خواهد رسید.
دست کم، این نقشه آنهاست.
چندقطبیگرایی یا نابودی
اشتهای سیریناپذیر آمریکا برای هژمونی جهانی، نه تنها نابودی خودش، بلکه نابودی همه ما را رقم خواهد زد. با برداشتن نقاب و متوسل شدن به کشتارهای سازمانیافته در خاورمیانه، آمریکا به قدرت نرم20 قدرت نرم (Soft Power): توانایی تأثیرگذاری از طریق جذابیت فرهنگی و سیاسی به جای زور خود آسیب جبرانناپذیری وارد کرده است. اتحاد اقتصادی بریکس21 بریکس (BRICS): اتحاد اقتصادی متشکل از برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی و جنبش جهانی تحریم، روشنترین نشانههای واکنش جهان به این سوءرفتارها هستند – واکنشی که پس از تماشای نزدیک به ۴۰۰ روز جنایت مداوم روی صفحه گوشیهای هوشمند شکل گرفته است.
مردم به این درک رسیدهاند که تغذیه این امپراتوری تنها به افزایش خصومتها دامن میزند. در حالی که میشد اوکراین را به گردن آن «مستبد» (پوتین) انداخت، غزه تبدیل به معضلی غیرقابل لاپوشانی شده است. مقصر دانستن حماس، یادآوری هفتم اکتبر یا توسل به تحریف واقعیت و انکار در برابر حقایق غیرقابل کتمان، آمریکا را همچون امپراتوری برهنه22 امپراتوری برهنه: اشاره به داستان معروف «لباس جدید پادشاه» که فریبکاری قدرتها را نشان میدهد آشکار میسازد.
همچنان که قدرت آمریکا در برابر رشد جهانی جنوب23 جهانی جنوب (Global South): اشاره به کشورهای در حال توسعه که عمدتاً در نیمکره جنوبی قرار دارند رو به افول میگذارد، به احتمال زیاد بر خشونتهای خود خواهد افزود و ما را هرچه بیشتر به سوی جنگ جهانی سوم سوق خواهد داد. در بهترین سناریو، جهان با وضعیتی بحرانی روبرو خواهد شد که آمریکا را وادار به عقبنشینی از بلندپروازیهایش میکند و طلوع جهان چندقطبی را نوید میدهد. در یک سو روسیه و چین خواهند بود که روسیه نقشی جانشین دارد، و در سوی دیگر غربِ فروتن شده قرار میگیرد که باید بیاموزد چگونه در جهانی زندگی کند که دیگر در آن تسلط ندارد – بسیار شبیه به اروپاییان پس از جنگ جهانی دوم.
در مورد اروپا، تنها پس از ویرانی کامل منطقه بود که فرانسویها، بریتانیاییها و آلمانیها به فروتنی رسیدند. اما حتی این هم وابسته به “چماق” آمریکا و شوروی بود که بالای سرشان قرار داشت، به همراه “هویج” طرح مارشال24 طرح مارشال (Marshall Plan): برنامه کمکهای اقتصادی آمریکا به اروپای غربی پس از جنگ جهانی دوم که آنها را راضی نگه میداشت.
اکنون در عصر هستهای زندگی میکنیم. اگر قرار باشد جنگ جهانی دوم تکرار شود تا مشخص کند چه کسی « قدرت اول» جهان خواهد بود، همه میدانیم که هیچ « صلحی» در پی آن نخواهد آمد. سطح تخریب، فاجعهبار خواهد بود.
جهانی فراسوی صلح آمریکایی
پس از سقوط نیمه غربی امپراتوری روم، شریانهای پیچیدهای که به قلب آن منتهی میشد، از بین رفت. مهاجمان بربر25 بربرها: اصطلاحی که رومیان برای اقوام خارج از امپراتوری خود به کار میبردند قادر به حفظ مشعل تمدن نبودند. قبایلی که تحت سلطه امپراتوری بودند، به مدتها به حالت کودکانه باقی مانده و به تولیدات، تجارت، معماری، قوانین و نظام آموزشی روم وابسته شده بودند. شکوه روم تنها منبع هویت برای مردمان تحت سلطه آن بود. قرنها طول کشید تا اروپای غربی بتواند دوباره روی پای خود بایستد.
درست همانگونه که ما امروز در یوتیوب غرق میشویم، در مکدونالدز غذا میخوریم، از آمازون خرید میکنیم، شیفته کایلی جنر میشویم و ساعتها در اینستاگرام میچرخیم، اروپای باستان نیز به واقعیت امپراتوری عادت کرده بود. قدرت روم مدام افزایش یافت و بیشتر شد، با زمان و پولی قرض گرفته شده، تا جایی که دیگر پایدار نماند. مانند تمام امپراتوریها، به اوج رسید، بیش از حد گسترش یافت، رو به زوال گذاشت و در نهایت فروپاشید.
تاریخ حکم میکند که این سرنوشت آمریکا نیز خواهد بود. ایالات متحده تنها دو گزینه پیش رو دارد: میتواند مانند روم با صدایی ضعیف سقوط کند و به شکل متواضعانهتری مانند امپراتوری بیزانس26 امپراتوری بیزانس: ادامه شرقی امپراتوری روم که پس از سقوط بخش غربی به حیات خود ادامه داد به حیات خود ادامه دهد، یا میتواند انتخاب کند که تا آخرین نفس بجنگد و بقیه جهان را نیز با خود به ورطه نابودی بکشاند. با نگاهی به صفحه شطرنج ژئوپلیتیک27 صفحه شطرنج ژئوپلیتیک: استعارهای برای روابط پیچیده قدرت بین کشورها در حال حاضر، به نظر میرسد گزینه دوم را انتخاب کرده است.
چین، ایران و روسیه با آگاهی کامل از پیامدهای چنین درگیری ویرانگری، در عین ایستادگی محکم، با احتیاط در اطراف این هیولای خشمگین که در سراسر جهان به وحشیگری مشغول است مانور میدهند.
ایران دهههاست که به صبر استراتژیک28 صبر استراتژیک: رویکردی بلندمدت که در آن از واکنشهای احساسی پرهیز میشود پایبند بوده و اقدامات تلافیجویانه اخیر خود را به صورت حسابشده و متناسب انجام داده است، حتی زمانی که صهیونیستها بارها آن را تحریک میکنند، نسلکشی انجام میدهند و خاورمیانه را از هم میدرند، در حالی که اجساد غیرنظامیان روی هم انباشته میشود.
چین استراتژی ” امپریالیسم دیپلماتیک29 امپریالیسم دیپلماتیک: اعمال نفوذ از طریق ابزارهای دیپلماتیک و اقتصادی به جای نیروی نظامی” را در پیش گرفته و به جای جنگ، به دنبال توسعه تجارت است، حتی در حالی که توسط آمریکا و نوکرانش در حیاط خلوت30 حیاط خلوت: اصطلاحی ژئوپلیتیک برای اشاره به مناطق نفوذ سنتی یک کشور خود تحت محاصره نظامی قرار دارد.
روسیه پس از بیش از دو سال، تضمین کرده است که درگیری در مرزهای اوکراین باقی بماند و در برابر جریان بیحد و مرز کمکها و تسلیحات غرب که هدفش تضمین فروپاشی نهایی روسیه است، با صبری عجیب مقاومت کرده است.
آیا میتوان به پایدار ماندن این صبر و تحمل قدرتها برای همیشه امید بست؟ تا چه زمانی درگیریها “در آن سوی جهان” محدود خواهد ماند، پیش از آنکه به خانههای ما راه یابد؟ با آغاز جنگ اوکراین، اروپاییها به درستی دچار وحشت شدند. مهاجران عرب با چشمانی هراسان شاهد ویرانی روزافزون خاورمیانه هستند. بسیاری همچنان در رفاه و بیخیالی به سر میبرند، با وجود هشدارهای پیوسته هموطنانشان در شبکههای اجتماعی و دیگر رسانهها. حتی به نظر میرسد اروپاییها بار دیگر به زندگی عادی بازگشتهاند، گویی جنگ اوکراین مسئلهای است “در دوردستها”. چه بهایی باید پرداخت تا مردم بیدار شوند؟ چه فاجعهای لازم است تا پردههای انکار را پاره کند؟
سقوط خود را انتخاب کن
انسانها به طرزی خردکننده کُند با واقعیتهای جدید سازگار میشوند. ما به انکار چسبیدهایم مانند پتویی نرم، حتی وقتی دود آتش بیرون به درون اتاق ما نفوذ میکند و تهدید میکند که خانهمان را بسوزاند.
آمریکا جریانی بیوقفه از تجهیزات نظامی، شگفتیهای فرهنگی، نوآوریها و «تجربیات» مسحورکننده برندها ارائه میدهد. پایگاه مصرفکنندگان آمریکا سیریناپذیر است و هر شاهراه شبکه تجارت جهانی را تغذیه میکند. و در رأس همه اینها، غولهای فناوری آمریکایی همه ما را به معتادان دوپامین تبدیل کردهاند، در حالی که ما در دام جذابیت رسانههای اجتماعی غرق شدهایم، آنها دادههایمان را برای سود و کنترل برداشت میکنند. دنیای قشنگ نو31 دنیای قشنگ نو (Brave New World): رمان مشهور آلدوس هاکسلی که جامعهای کنترلشده با مصرفگرایی افراطی را به تصویر میکشد آلدوس هاکسلی همینجا است، و بیشتر ما آنقدر بیحس شدهایم که نه آن را میبینیم و نه توانایی عمل داریم.
چنگال روانی غرب بر جهان شگفتانگیز است. با استفاده از قدرت برندسازی و رسانه، ما را شستشوی مغزی دادهاند تا «زیر صدای سیرن32 صدای سیرن (Siren’s call): اشاره به افسانه یونانی درباره موجوداتی که با آوای فریبنده ملوانان را به نابودی میکشاندند» برویم و دو برابر قیمت برای یک فنجان قهوه معمولی استارباکس پر از شکر هزینه کنیم. حتی طاقهای طلایی33 طاقهای طلایی: نماد معروف رستورانهای مکدونالدز مکدونالدز از کودکی در ذهن ما جا خوش کردهاند. ما حالا به شکل مذهبی پولمان را در ازای وعدههای غذایی کممغذی و پر از شکر میدهیم که همراه با کوکاکولا، اپیدمی چاقی و دیابت را تغذیه میکند. صحنه فردی که غرق در گوشی هوشمندش است، چه در جمع و چه در خلوت، حالا کاملاً عادی شده است.
این سیستم به دقت طراحیشده، بیتفاوتی ما را تقویت میکند و به نخبگان جامعهستیز34 جامعهستیز (Psychopathic elite): اشاره به گروهی از نخبگان که فاقد حس همدردی و مسئولیتپذیری هستند در دو سوی اقیانوس اطلس جسارت میبخشد تا با نیروهای نظامی خود، شطرنج ژئوپلیتیک را بدون هیچ گونه پاسخگویی بازی کنند. آنها حتی این جسارت را دارند که نسلکشی را اجرا کنند، با این انتظار که بدون مجازات خواهند گذشت.
و با این حال، ما همچنان درگیر تشنگی خود برای کالاهای مادی، جایگاه اجتماعی و جریان بیپایان سرگرمیها هستیم، ناتوان از آنکه قدم به فضای بیرون بگذاریم و ببینیم چه بلایی در راه است. ما همچون معتادان تریاک هستیم که در مستی غرق شدهاند، در حالی که سونامی به سویمان میآید.
دودهای سیاهی که از فلسطین و لبنان برمیخیزد، نشانگر آتشسوزی عظیمی است که به زودی سراسر جهان را فرا خواهد گرفت. این ثابت میکند که اوکراین یک اتفاق تصادفی نبود، بلکه نشانهای از شری بزرگتر است. این وضعیت بشریت را وادار به انتخاب دشواری کرده است: یا باید سقوط تدریجی را انتخاب کنیم و با « کاهش اقتصادی35 کاهش اقتصادی (Deflating): اشاره به سیاستهای کاهش قدرت اقتصادی یک کشور» این هیولا را از نابود کردنمان بازداریم، یا به مسیر فعلی ادامه دهیم و شانس خود را در لبه پرتگاه امتحان کنیم.
هرم ناامیدی
این سطح از انحطاط و رشد هم ناپایدار است و هم جدای از واقعیت. ما نمیتوانیم در حالت خودکار باقی بمانیم، در حالی که عدهای معدود از روانپریشان کشتی ما را به سوی نابودی هدایت میکنند. ما فراتر از تواناییهای خود زندگی میکنیم، هم از نظر اقتصادی و هم معنوی. تنهایی مزمن، اضطراب و ازهمگسیختگی درونی که همه احساس میکنیم، نشانههای ترکیدن حباب جمعی36 حباب جمعی (Collective bubble): اشاره به توهمات مشترک جامعه که از واقعیت جداست ما هستند.
در هر کجا که بنگرید، غرب توسط یک طرح هرمی37 طرح هرمی (Pyramid scheme): نوعی کلاهبرداری مالی که در آن سود افراد از سرمایه گذاران جدید تامین میشود پس از دیگری سرپا نگه داشته شده است. این کلاهبرداریها وعده تعالی را در قالب «موفقیت»، «ثروت» یا «راحتی» میدهند، در حالی که تنها با زمان قرض گرفته شده کار میکنند و فقط افراد راس هرم را ثروتمند میسازند.
طرحهای بازاریابی چندسطحی38 بازاریابی چندسطحی (MLM): مدل کسبوکاری که در آن درآمد عمدتاً از جذب اعضای جدید تامین میشود (MLM) اولین نمونه از این کلاهبرداریها بودند. در این سیستم، فروشندگان مجبور بودند فروشندگان جدیدی را جذب کنند، که به نوبه خود محصولات را میخریدند تا به فروشندگان بعدی بفروشند. وقتی هرم از فروشندگان ناآگاه تهی شد، حقیقت آشکار شد: همه در نهایت فقط مشتریانی برای افراد راس هرم بودند. با فروپاشی این هرم، افراد پایین هرم با انبوهی از محصولات غیرقابل فروش ورشکسته شدند، در حالی که ثروت به سمت یک درصد بالایی39 یک درصد بالایی (Top percentile): اشاره به ثروتمندترین اقشار جامعه که معمولاً حدود 1% جمعیت را تشکیل میدهند سرازیر شده بود.
هرمهای سرمایهگذاری40 هرمهای سرمایهگذاری (Investment pyramids): طرحهای مالی غیرقانونی که سود سرمایهگذاران اولیه از محل سرمایه افراد جدید تامین میشود بر عصر مالی ما سلطه یافتهاند، جایی که پذیرندگان اولیه امیدوارند از رشد سهام یک شرکت یا محصول « امیدوارکننده» بهره ببرند. در بیشتر این موارد، روانپریشان در پسزمینه کمین کردهاند و این توهم را ایجاد میکنند که طرحشان «تحول بعدی» خواهد بود. افراد ناامید که آرزوی ثروتمند شدن سریع را دارند، طعمه شده و پول خود را به این طرحها تزریق میکنند. با افزایش قیمت سهام، پذیرندگان اولیه قبل از فروپاشی، سرمایه خود را نقد میکنند و اکثریت عظیمی را با دستهای خالی رها میسازند. حتی ارزهای دیجیتال41 ارزهای دیجیتال (Cryptocurrency): داراییهای دیجیتال غیرمتمرکز مانند بیتکوین که گاهی هدف کلاهبرداری قرار میگیرند نیز از این شکارچیان در امان نماندهاند.
صنعت مد نیز فاسد شده است، جایی که سلبریتیهای « شیکپوش» در راس هرم نشستهاند و بقیه را به رقابتی افسارگسیخته برای بهتر پوشیدن وادار میکنند، در حالی که کوههایی از لباسهای دور ریخته شده در محلهای دفن زباله انباشته میشود.
در عصر فناوری، یک طرح هرمی منحصر به فرد ظهور کرده است. ابتدا « مختلگران نابغه42 مختلگران (Disruptors): کارآفرینانی که ادعا میکنند با فناوریهای جدید صنایع سنتی را متحول میکنند» برنامههای نوآورانهای میسازند که ادعا میکنند صنایع قدیمی را « بهینه» میکنند. این شرکتها با وعده راحتی بیسابقه و قیمتهای پایین، کاربران را جذب میکنند. سپس به تدریج، پیچها را محکم میکنند43 پیچها را محکم کردن (Tighten the screws): اصطلاحی برای توصیف افزایش فشار بر ذینفعان یک کسبوکار: سهم فروشندگان را کاهش داده و قیمتها را برای مشتریان افزایش میدهند.
اوبر نمونه کلاسیک این استراتژی است. آنها با شعار « راهحلی آسان برای درآمد جانبی» رانندگان و « سفر راحت از نقطه A به B» برای مشتریان وارد بازار شدند. اما در واقعیت، فقط صنعت تاکسیرانی سنتی را نابود کردند و به تدریج دستمزد رانندگان را کاهش دادند تا سود سرمایهگذارانشان را افزایش دهند.
در نهایت، اقتصاد توجه44 اقتصاد توجه (Attention economy): سیستمی که در آن توجه کاربران به عنوان کالایی کمیاب خرید و فروش میشود نیز به یک طرح هرمی تبدیل شده است. در ابتدا، شبکههای اجتماعی با اجازه دادن به کاربران برای دریافت « لایک» رایگان از دیگران، جریانی مدام از « پاداشهای دوپامینی45 پاداش دوپامینی (Dopamine rewards): اشاره به سیستم اعتیادآور شبکههای اجتماعی که با لایک و نوتیفیکیشن رفتار کاربران را شکل میدهد» ارائه میکردند. اما به مرور زمان، این شرکتها نمایش محتواهای کاربران را محدود کردند و موقعیتهای برتر را به بالاترین پیشنهاد دهندگان فروختند. آنچه روزی « توجه رایگان» بود، امروز به « پولی بازی کن46 پولی بازی کن (Pay to play): اصطلاحی برای توصیف سیستمهایی که موفقیت در آنها نیازمند سرمایهگذاری مالی است» تبدیل شده است. برای مثال در اینستاگرام، اگر میخواهید دیده شوید، حالا باید هزینه پست « اسپانسر شده» را بپردازید، چرا که کاربران برای جلب توجه در رقابتی بیامان هستند.
ُTinder ادعا کرد که « روابط عاطفی را بازتعریف کرده» و دسترسی آسان به افراد مجرد در منطقه شما را فراهم میکند. اما در واقعیت، این برنامه به همهگیریی از افراد سرخورده و ابژهشده جنسیتی دامن زد. در این سیستم، معدود افراد جذاب در راس هرم قرار میگیرند، در حالی که بقیه مجبورند با ناامیدی به « سوايپ كردن47 سوايپ كردن (Swiping): اشاره به حرکت انگشت روی صفحه برای رد یا پذیرش پروفایلها در تندر» ادامه دهند و برای « تقویت پروفایل» خود هزینه بیشتری پرداخت کنند. الگوریتمها آنها را در سلسلهمراتب پایینتر قرار میدهند و بازدهی و اعتمادبهنفسشان را تحلیل میبرند.
در تمام این مدت، شرکتهای پشت چنین طرحهایی در حال ثروتمندتر شدن هستند و از قدرت حیرتآور خود برای تسخیر جهان استفاده میکنند. از طرحهای بازاریابی چندسطحی گرفته تا کلاهبرداریهای سرمایهگذاری و پلتفرمهای آنلاینی که وعده دنیایی رایگان میدهند؛ اقتصاد جهانی با زمان قرضگرفتهشده48 زمان قرضگرفتهشده (Borrowed time): وضعیتی ناپایدار که ادامه آن به منابع محدود وابسته است کار میکند. ثروت از ما به سمت قله هرم در جریان است، در حالی که ما در ناامیدی، بار مالی و اعتمادبهنفس پایین دست و پا میزنیم و اسیر « زندان دوپامینی49 زندان دوپامینی (Dopamine prison): سیستم اعتیادآوری که کاربران را در چرخهای از پاداشهای کوتاهمدت گرفتار میکند» خود هستیم.
زمانی طولانی نخواهد کشید که با بیداری سختی مواجه شویم و مجبور به رویارویی با واقعیت خواهیم شد. همانند اندوهی طولانیمدت که سرانجام به سطح میآید، زمان بازگشت به نظم طبیعی فرا رسیده است.
هوشیاری ریشهدار در انسانیت
پس در برابر این همه چه میتوانیم کنیم؟
نخست آنکه تمدن بشری باید به سطح بالاتری از آگاهی تکامل یابد. تبلیغات نادرستی که از طریق رسانهها به خوردمان داده میشود، باید با تفکر انتقادی50 تفکر انتقادی (Critical thinking): توانایی تحلیل عینی اطلاعات بدون تأثیرپذیری از پیشداوریها و پذیرش پیچیدگیها افشا گردد. گام نخست و حیاتی این است که خود را از زندان دوپامینی رها کنیم. محتوای مستهجن، رسانههای اجتماعی و مصرفگرایی، ما را به ورطه بیتفاوتی و پوچی میکشانند. جایگزین کردن اینها با روابط انسانی اصیل51 روابط انسانی اصیل (Authentic human connection): ارتباطات عمیق و معنادار انسانی، در مقابل روابط مجازی سطحی و سرگرمیهای خلاقانه، امری ضروری است.
ما همچنین باید برندهای بزرگ را همانند ظروف توخالی و بیروحی که هستند افشا کنیم – همانهایی که با دستکاری روانشناسی ما، ما را به ماشینهای مصرفکننده52 ماشینهای مصرفکننده (Consumption machines): استعارهای برای توصیف انسانهایی که هویتشان را از مصرف کالاها میگیرند تبدیل کردهاند.
این انقلاب نیازی به کوکتل مولوتف53 کوکتل مولوتف (Molotov cocktails): اشاره به مبارزات خشونتآمیز و انقلابی ندارد. پاسخ در نبردهای حماسی با « سیستم» نیست. تنها نبردی که دارید، با خودتان است.
چه میشود وقتی از تغذیه این هیولا دست بکشید؟ امیدهایتان، زمانتان، جایگاه اجتماعیتان، ارزشهایتان، روحتان، هویت کاملتان – همهی شما در آن سرمایهگذاری شده است. بدون اینها چه کسی خواهید بود؟ تنها فکر دوری از آن صفحه نمایش، کنار گذاشتن آن برند، و از دست دادن آن همه « راحتی» احتمالاً شما را پر از وحشت میکند.
این بیتفاوتی که احساس میکنیم – که توسط سیستم تغذیه و تقویت میشود – در واقع از ما محافظت میکند. از چه چیزی؟ از مواجهه با خودمان، از دردهایمان، از ناامیدیهایمان، از شرمهایمان، از شکستهایمان، از کمبودهایمان. بدون همه اینها چه کسی خواهیم بود؟ انسانهایی بسیار معمولی خواهیم بود. زندگیای بسیار خستهکننده. بسیار بیمعنی.
جنگ جهانی دوم برایمان هشداری هولناک به جا گذاشت. دو بمب اتمی که روی ژاپن انداخته شد، این احساس شوم را به ما داد که به شکلی معجزهآسا از فاجعهای جهانی گریختهایم.
دفعه بعد چنین شانسی نخواهیم داشت.
شاید چین و روسیه نیز – مانند همه قدرتهای بزرگ – نقشههای شومی در سر داشته باشند. شاید هم آنها همان شروران واقعی این جهان باشند، همانگونه که رسانهها مدام به ما القا میکنند. این دیدگاه اگر از منظر سلطه غربی54 منظر سلطه غربی (Lens of Western dominance): اشاره به تحلیلی که از چارچوب ارزشها و منافع غربی ارائه میشود به آن نگاه کنید، قابل دفاع است.
وقتی شوروی در دهه ۶۰ میلادی موشکهای هستهای به کوبا برد، آمریکاییها به حق از کوره در رفتند و بحران موشکی کوبا را رقم زدند. دکترین مونرو55 دکترین مونرو (Monroe Doctrine): سیاستی که در سال ۱۸۲۳ اعلام شد و مداخله قدرتهای اروپایی در قاره آمریکا را ممنوع کرد تصریح میکند که هیچ قدرت خارجی اجازه ندارد در «حیاط خلوت» آمریکا حضور داشته باشد – چرا که امنیت آنها را به چالش میکشد.
اما امروز، آمریکا در حال استقرار پایگاههای نظامی در حصار پشتی و حیاط جلویی چین و روسیه است. با مقاومت در برابر این تجاوز آشکار به امنیتشان، این دو کشور در برابر « سرنوشت محتوم» آمریکا ایستادهاند. از این منظر، آنها « شرور» محسوب میشوند.
آیا این ملتها حق امنیت و استقلال ندارند؟ هر کس که سلطه غرب56 سلطه غرب (Western dominance): تسلط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشورهای غربی بر نظام جهانی را میپذیرد، معتقد است که اعطای خودمختاری به دیگران، آنها را به تهدیدی تبدیل میکند. اگر روسیه و چین به جای آمریکا قدرت داشتند، چه میکردند؟ اگر به فلسطینیها حقوقشان داده شود، چه اتفاقی میافتد؟ شاید آنها با ما چندان مهربان نباشند. این تفکر برای توجیه نابودی فلسطینیها و ویرانی لبنان به کار میرود.
با توجه به سوء استفاده غرب از قدرت تاکنون و آسیبهای هولناکی که وارد کرده، ترس از اینکه « دیگران» چگونه از این قدرت استفاده خواهند کرد، بیاساس نیست. اگر چنین باشد، باید خود را برای مقابله با روسیه و چین در آینده آماده کنیم. این رویارویی زمانی آغاز میشود که جنگ اوکراین پایان یابد و روسیه – همانگونه که مدام به ما گفته میشود – به بقیه اروپای غربی حمله کند. شاید استبداد چین نیز در سراسر جهان گسترش یابد. زمان پاسخ خواهد داد. حداقل کاری که میتوانیم انجام دهیم، این است که درباره تمدنهای آنها آموزش ببینیم و قضاوتهای آگاهانه57 قضاوتهای آگاهانه (Informed judgements): تصمیمگیری بر اساس دادههای دقیق و تحلیل بیطرفانه خود را داشته باشیم.
اکنون، باید با واقعیتهای پیش رو روبهرو شویم. لازم است بیدرنگ به بیعدالتیها و شرارتهای جاری رسیدگی کنیم: فلسطین، لبنان، سودان، کنگو، میانمار و حتی اوکراین نیز به راهحلی دیپلماتیک ( نه زورگویانه) نیاز دارد. آیا واقعاً مشکلی دارد اگر غرب یک ملت را خارج از چتر نفوذ خود رها کند؟
اما هیچیک از این دغدغههای ژئوپلیتیک اهمیت واقعی ندارند، مگر اینکه ابتدا دشمن درون58 دشمن درون (Enemy within): اشاره به باورها و وابستگیهای ذهنی که مانع تغییر میشوند را بشناسیم. همگی در آستانه رویارویی عاطفی هستیم؛ آنگاه که لایههای فساد، انحطاط و امیدهای واهی غرب59 امیدهای واهی (False hope): وعدههای فریبنده نظام حاکم برای حفظ وضع موجود را یکی پس از دیگری کنار میزنیم. عصر تاریکی در راه است، خواه بخواهیم یا نه. اگر اکنون اقدام کنیم، میتوانیم با انسانیت و هدفی تازه با آن روبهرو شویم.
با بازگشت به هسته درونیمان، پردازش دردهایمان و بازکشف قلبمان، میتوانیم انسانیت خویش را بیدار کنیم. این بیداری به ما توان میبخشد تا شبکههای مردمی60 شبکههای مردمی (Grassroots networks): جنبشهای اجتماعی خودجوش و مبتنی بر مردم عادی ایجاد کنیم که تاروپود دنیایی نوین و واقعاً شجاعانه61 دنیایی نوین و شجاعانه (Brave new world): اشاره ای به رمان مشهور هاکسلی با حفظ معنای مثبت در این متن را ببافند. وقتی معنا و هدف از درون بجوشد، دیگر از خلاء هراسی نداریم. زندگی به شکلی طبیعی – همانند همهچیز در طبیعت – هماهنگی ازدسترفته را بازخواهد یافت.
اما اگر از این کار دشوار سرباز زنیم، چارهای نخواهیم داشت جز آماده شدن برای نبرد مرگ و زندگی در میان پیامدهای آخرالزمانی که به سرعت به سویش در حرکتیم.
پیوند : منبع


محمد عزیزم سلام ساعت ۱:۲۱ دقیقه بامداد هست که تایپ میکنم، فردارو تعطیل بودم و واقعا از خوندن این ترجمه لذت بردم.
حضور همیشگی دوست قدیمیم باعث دلگرمی من هستش. پیامت رو فهمیدم و افتخار میکنم که با وجود این سختیها حضورت رو دارم : قولونام یولداشیم.