
معجزه ی شروع
۱۴۰۲-۰۷-۱۱
دیدن حضوری دلنشین
۱۴۰۲-۰۹-۲۵اگر روایت از زندگی یک مسیر ساده خطی باشه، هیچ جذابیتی هم برای روایت کردنش وجود نداره.
مثلا تصورکن روایت عاشقانه ای بشنوی که هیچ کدام از طرفین هیچ پیش زمینه منفی در زندگی قبل از آشناییشان ندارند و هیچ آگاهی هم درباره سالم زندگی کردن ندارند و بعد از چند سال که به هیچ تعارضی بر نخوردند الان هم با هم زندگی می کنند.
خیلی بی معنی شد درسته؟
حالا مثلا تصور کن دختری که مشکلات ارتباطی زیادی تجربه کرده با پسری که زخم های روانی زیادی در کودکی خورده، مدتیست که در رابطه هستند و حال که پسر وضع بهتری پیدا کرده، دختر میترسه که ارتباطش رو مثل همیشه از دست بده. برای پسر ترس اون دختر از بیرون بی میلی به رابطه ترجمه می شه. زخم های کودکی پسر سر باز میکنند و او برای اینکه آن زخم ها را دوباره تجربه نکنه از آن دختر بیشتر دور می شود ولی در ادامه …
واقعا دوست نداری بدونی در اون سه نقطه چه چیزی می خواستم بگم؟
برای دونستن دانستنش بی قرار نشدی؟
این داستان رو مثال زدم و خواستم تنها به تفاوت قدرت کشمکش و جذابیت دو روایت توجه کنی.
مدتی قبل به آهنگی به نام ” Belki” (به زبان ترکی به معنی شاید) برخوردم.
آهنگ درباره فردی که سنگینی گناهانش در رابطه عاشقانهاش رو به دوش میکشه ولی نمیتونه صداقتش رو زمین بذاره. معشوقش رو دوست داره و همزمان در عشقی هست که غمگینش میکنه. همش از خودشون میپرسه که آیا انتخابهاشون در عشق درست بوده؟ آیا بدون هیچ اجباری این رفتارها رو با هم کردند؟
اونها از اینکه عشقشون رو پرورش ندادن پشیمون هستند و از این میترسند که شریکشون اونها رو رها کنه.
متن اصلی آهنگ (ترکی استانبولی) به همراه ترجمهای فارسی
[بخش ۱]
Omzumda işlemediğim günahlar
Sözlerimde riya var
Kederimde bir aşk
Görüyor mu?
روی شانههام گناههایی که مرتکبشون نشدم، بار سنگینه
در کلماتم ریاکاری موج میزنه
غمم پر از عشقه
میبینه؟
[کراس]
Belki de yanlıştı doğrularım
Aşkını, sevgini sorguladım
Yolların kapalıydı, zorlamadım
Öldürdüm çiçeğimi, yaşatamadım
شاید حقایقم اشتباه بود
عشقت رو، محبتت رو زیر سؤال بردم
راهها بسته بود، فشار نیاوردم
گل خودمو کشتم، نتونستم زنده نگهش دارم
[بخش ۲]
Duyamadım, gidişin sessizdi
Bilemem ki ben yarın
Sessizce döner misin sanmam ki
نشنیدم، رفتنت بیصدا بود
نمیدونم فردا
آروم برمیگردی یا نه، باور ندارم
[کراس]
Belki de yanlıştı doğrularım
Aşkını, sevgini sorguladım
Yolların kapalıydı, zorlamadım
Öldürdüm çiçeğimi, yaşatamadım
شاید حقایقم اشتباه بود
عشقت رو، محبتت رو زیر سؤال بردم
راهها بسته بود، فشار نیاوردم
گل خودمو کشتم، نتونستم زنده نگهش دارم
[پایان]
Sanmam ki
Belki de yanlıştı doğrularım
Aşkını, sevgini sorguladım
Yolların kapalıydı, zorlamadım
Öldürdüm çiçeğimi, yaşatamadım
باور ندارم
شاید حقایقم اشتباه بود
عشقت رو، محبتت رو زیر سؤال بردم
راهها بسته بود، فشار نیاوردم
گل خودمو کشتم، نتونستم زنده نگهش دارم
واقعا به عنوان یه آهنگ ۳ دقیقهای این سطح از نشون دادن پیچیدگی قابل تحسین هستش.
اگر متن آهنگ برات جذابه، میخوام موزیک ویدیو رسمیاش که اجرای دو نفره بی نظیری هستش رو هم معرفی کنم.
تقابل و رقص دو عاشق که در تمنا و دیگری هستند. چقدر حرکاتشون خوب رو هم تاثیر میذاره. بازی دو روح دقیقا همین شکل هستش. چقدر فاصله ها در این اجرا قابل فهم هستش.
حتی به نظر من اون ثانیه ها که دو نفر کمتر از یک سانت با صورت هم فاصله دارند و نه میتونند جلو برند و نه عقب، جذاب ترین چیزی که میشه به نمایش گذاشت و به همون اندازه وقتی فاصله ها زیاد میشه چقدر برگشتها انسانی و دلنشینه.
نظر شما چیه؟

