
مسابقه هفتگی نویسا – فضای مراسم آیینی
۱۴۰۲-۱۰-۱۳
شاهزادهای با قلمرو گمشده
۱۴۰۴-۰۲-۰۵« نامهای به بهانه درد دندان پدر»
بهترین همصحبت ، صمیمیترین دوست ، مشاورارشد و آموزگار زندگی
پدر عزیزم
دیروز دندانت درد میکرد؛
و من فهمیدم تاب درد دندانت را هم ندارم، میدانی چرا ؟
سال های زیادی از جوانی را صرف پیدا کردن همصحبتی جامع کردم و چند سالیست که فهمیدهام همصحبتی با تو مرا بد عادت کرده است. روز درباره ایلیاد هومر با من خطابه میکنی و شب مرا به شوق میاندازی که اگر ادعایی دارم، اثری از بهرام بیضایی را نقد کنم. از دفتر دوم مثنوی برای روزمرهام مثال میزنی و برای یک سکانس 4 دقیقهای از آلپاچینو 40 دقیقه وصف داری.
صمیمیترینم هستی، که درباره ناکسان تبادل نظر میکنیم و بستنی خوران به ریششان میخندیم.
مشاورارشدی؛ زیرا بدون رایزنی با تو قدم از قدم برندارم. نه آنکه فانوسی برای تشخیص درست از غلط نداشته باشم یا جسارتی برای زندگی کردن. بلکه از خداینامهها آموختم که شهریار باید کاردانی راهبلدان را تکریم کند تا به فضیلت و شایستگی برسد.
بهتر از آن آموزگار که وصف ظرافت خونمان را برایم بازگو کند و با لحاظ کردن طبع جوانیام مرا از تکرار اشتباهات شجرهمان بر حذر دارد؛ کیست؟
بر هر دوی ما پوشیده نیست که تو نیز انسان بودی و کاستی هایی را زیست کردی.
اما پدر
آگاه باش که اگر تو حماسه کوراوغلو را گردآوری و بر صحنهی نمایش کارگردانی و اجرا کردی؛ من آن پهلوان که هنر عاشقی کردن در روحش دمیده شد را از نزدیک دیدهام.
برای پسرت آن کوراوغلو تا ابد تو هستی.

پوستر نمایش کوراوغلو

